نوع خبر 
 
 

چرا مدیران ارشد به جوانان اعتماد نمی کنند؟

 تقریبا پای سخنرانی هرکدام از مدیران که می نشینید می بینید سخنرانی محکمی در باب جوانگرایی و لزوم اعتماد به جوانان ارائه می کنند اما با وجود سخنراهای های حماسی، در عمل شاهد حضور گسترده مدیران بازنشسته در مسئولیت های مهم اداری و حتی مدیریت های میانی هستیم. چرا مسئولان ارشد عموما در عمل به حرف های خودشان هم پایبند نیستند؟

فکر می کنم ترکیب متنوعی از دلایل، باعث این اتفاق شده. بخشی از دلایل را می توان موارد زیر دانست؛ به این لیست می توان موارد بیشتری هم افزود:

 بی اعتمادی به جوانان: به نظرم در عزل و نصب ها بیش از آنکه جوان گرایی یا تجربه گرایی ملاک باشد، اعتمادمحوری حاکم است. یعنی مدیران ارشد در جستجوی حلقه ای از یاران و معتمدان هستند که خیالشان راحت باشد. در این شرایط طبیعی است افرادی مورد اقبال قرار میگیرند که در سال های گذشته و در مناصب مدیریتی قبلی در حلقه معتمدین قرار گرفته باشند و طبیعی است که جوانان و حتی زنان، عموما کمتر در این حلقه حضور داشته اند.
 
 عدم ریسک پذیری: استفاده از نسل جدید جوانان که تجربه کمتری دارند شهامت و شجاعتی می خواهد که در مدیران ارشد کمتر دیده می شود.

 نبود دغدغه و اولویت: کادرسازی و تربیت نیرو اساسا به عنوان یک دغدغه در ذهن خیلی از مدیران مطرح نیست بلکه تنها شعار دلربایی است.

 علاقه به استفاده از نیروهای مطیع و بوروکرات: نیروهای اداری دستگاه ها عموما کم حاشیه تر و مطیع تر و در نتیجه برای مدیران ارشد مطلوب تر هستند. در حالی که نسل جدید جوانان روحیه پرسشگرانه ای دارند.

 گره خوردن منافع: عامل ناپیدا و اثرگذاری که عموما از آن غفلت می شود این است که مدیران قدیمی عموما با هم مراودات اقتصادی زیادی داشته و روابط در هم تنیده ای از طریق شرکت های مختلف دارند و حضور نیروهای همنسل قدیمی در کرسی های مدیریتی به تحکیم این روابط کمک می کند. در حالی که استفاده از جوانان چنین مزیتی ندارد.

 رودربایستی با حلقه یاران قدیمی: مدیران ارشد کشور، در سه دهه گذشته با تیمی از دوستان و همکاران در مجموعه های مدیریتی ارتباط برقرار کرده اند و مرتب از جانب همکاران قدیمی در معرض این درخواست قرار دارند که همچنان به کار دعوت شوند.

سه شنبه 28 شهريور 1396  23:49

آخرين تاريخ بازديد : چهارشنبه 1 آذر 1396  3:1:46
تعداد بازديد از اين خبر : 283
کدخبر : 262